|
گلچين
|
||
|
گلچینی از سایتها و وبلاگهای ایرانی |
هوا سرد است و بخاري نفت ندارد، مجبورم درز در و پنجرهها را بگيريم تا دوباره گرماي خورشيد را ببينيم. در اين اتاق سرد، من و تو و خيليها حضور دارند. تا صبح هم هنوز خيلي مانده است. در اين فاصله چه کنيم. خيليها، دلخور و افسرده و غمگين ميگويند، يا بخواب يا گوشهاي کز کن و غصه بخور! امّا يک راه سوم هم هست که ميتواند حتي از اين شرايط سخت يک خاطره شيرين ابدي در ذهنها بسازد. آن راه سوم اين است که عاشق اين سرما و سختي بشويم و آن را همين طوري که هست بپذيريم! آن وقت ميتوانيم تا صبح، زير پتو مثل بچّهها، ريزريز بخنديم و با هم نون و کباب بازي کنيم. مهم نيست چه کاري قرار است بکنيم تا شاد باشيم. اگر آماده عاشق شدن لحظات سخت بشويم. شاديهاي پنهان، يکي يکي خود را نشان ميدهند.
زني به خاطر شرايط مالي و شرايط سني و صدها دليل ديگرمجبوربه ازدواج و زندگي با مردي شده است که شرايط راحت و آرماني روياهاي نوجوانياش را نميتواند فراهم کند. اين زن بايد چه کند؟ او يا بايد با بيميلي و نفرت، روزهايش را به شب برساند و اين زندگي ناخواسته را با ناراحتي و غصه تحمل کند و يا اينکه، کج رفتاري پيشه کند و شرايط را به نقطه جدايي برساند. نقطهاي که بعد از آن هم وضعيت بهتري منتظر زن نيست. امّا زناني هستند که عاشقانه به همين شرايط سخت دل ميبندند و کاري ميکنند که همان شوهر سختگير به مردي نرم و شيفتهي خانواده تبديل ميشود. اين زنان در خانواده، به منبع توليد عشق تبديل ميشوند و همه اعضاي خانواده از همسر و فرزندان گرفته تا فاميل و دوست و آشنا براي آرام شدن و محبت ديدن به سراغ اين منبع نور و روشنايي و گرما ميآيند. اين زنان راه سوم يعني عاشق شدن، در همه حالت را انتخاب کردهاند مثالهاي بيشماري وجود دارد! در يک اداره همه منتظرند تا از بين کارمندان شايسته خود مجموعه، رئيس جديد انتخاب شود. اما ناگهان شخصي بيرون از مجموعه و فاقد صلاحيت به عنوان مدير مجموعه معرفي ميشود. مدير جديد براي قدرت نمايي و به زانو در آوردن کارمندان بدقلق ، قوانين سختگيرانه و بيمورد زيادي وضع ميکند. مدير جديد، حاميان قوي دارد و نميتوان او را از جايش تکان داد. چه بايد کرد؟
يا بايد شرايط ناگوار کاري را به جان خريد و با حداقل خلاقيت و علاقه، بقيهي عمر خدمتي را سپري کرد. و يا قيد همه چيز را زد و از اين مجموعه بيرون رفت و جايي ديگر مشغول بهکار شد. اما از کجا معلوم، در جاي جديد آسمان همين رنگ نباشد!؟
ولي درست در همين شرايط سخت جوان مشتاق و پر انرژي از راه ميرسد و ميگويد: اگر بهکار خود عشق بورزيم و آن را عاشقانه و به عاليترين شکل ممکن، انجام دهيم، هر مديري که در جايگاه مديريت نشسته باشد قدر کار زيبا را ميشناسد و ما را ارج مينهد.
اين جوان، از همين شرايط به ظاهر سخت و غير قابل تحمل، فضايي راحت و دوستداشتني و رضايت بخش براي خود ايجاد نموده است. اين جوان پرشور در هر محيطي و در هر شرايطي آيندهاي آيندهاي درخشان و عالي پيش رو دارد و اين حداقل پاداشي است که کائنات به موجودات عاشق و شوريده ميدهد.
خوب به اين نکتهي کليدي توجه کنيد! اصلاً انتظار نداشته باشيد که شرايط سختي که مقابلتان قرار دارد جذاب و خواستني باشد. حتي چه بسا، شرايطي که درآن بسر ميبريد، سختترين و کشندهترين باشد. شما در اين شرايط نياز به روحيهاي قوي و قدرتمند داريد که بتواند تحمل و استقامت شما را افزايش دهد و امکان سازگاري و انعطاف پذيري شما، در برخورد با اين شرايط سخت را برايتان بهتر فراهم سازد.
در اين راستا، بهترين روحيه متعلق به کسي است که شرايط سخت حاکم بر خود را يک اتفاق دوست داشتني از سوي خداوند براي عشق ورزيدن و فرصتي براي دوست داشتن و عاشقانه زندگي کردن بداند. به محض نگاه کردن از اين پنجره به قضيه، خواهيد ديد که ميزان سختي و عذاب و فشار موجود در محيط تا حد زيادي کم ميشود و شما در شرايط بسيار بهتر و اميدوارکنندهتري قرار ميگيريد.
راه سوم در شرايط سخت زندگي، راهي نيست جز عاشق شدن و عاشقانه با مشکلات زندگي بر خورد کردن.
| دوست داشتن شرايط موجود و عاشقانه، لحظات سخت زندگي را گذراندن، هميشه معجزه ميکند. |
با اندکي تغيير و تلخيص از
مجله موفقيت «ايجاد تفاوت با عشق»

ارائه مطلب زير تلاش براي جلوگيري از وقوع اختلافاتي است كه به سبب آن امروزه راهروهاي دادگاه خانواده مملو از جمعيت است . پس به اميد آنكه شما را هرگز در آنجا ملاقات نكنيم توجه شما را به چند نكته انساني كه حاصل بررسي مواد حقوقي و خلاصه مسائلي است كه معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستيم ، جلب مي كنيم .
1- اگر از گذشت ، صبر و بردباري در خود نشاني داريد به سراغ ازدواج برويد . زماني براي شروع يك زندگي مشترك تصميم بگيريد كه از استقلال و توان كافي خود براي اداره يك خانواده جديد مطمئن هستيد .
2- زماني را براي جاري شدن صيغه عقد مطلوب بدانيد كه از خواست ها و نگرش هاي يكديگر باخبريد و مي دانيد كه هر دو هدفي مشترك را دنبال مي كنيد . براي رسيدن به اين شناخت ، مدتي به يكديگر فرصت دهيد .
3- در اين دنياي بزرگ هيچ دو نفري مانند هم نيستند . تفاوتهاي بارز ميان دو خواهر و يا دو برادر كه هر دو زاده يك مادر و پدر هستند ، خود گوياي اين مسئله است . بنابراين مبناي تفاهم را معيارهاي اصلي و اساسي برگزينيد . توقف و ايستادن بر اصول فرعي يكديگر چندان كمكي به بهبود روابط زناشويي نخواهد كرد.
4 - قبل از ازدواج به مسئله اعتياد به طور جدي بينديشيد و از عدم اعتياد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمينان كامل حاصل كنيد . نگذاريد اميد به ترك كردن و يا ترك دادن سبب شروع يك زندگي پُرمشكل شود .
5- براي داشتن زندگي خوب و توأم با آرامش ، به شيوه زندگي انتخابي خود عشق بورزيد . چشم وهم چشمي ، حسادت و تجمل پرستي ، بار سنگين زندگي هاي امروز را از دوش هيچ زوج جواني بر نداشته است . به راستي كه كم كردن توقعات ، گنجينه اي بزرگ براي ساختن آينده يك زوج جوان است .

6- تجربه بارها و بارها ثابت كرده كه زوجي موفق و سربلند هستند كه در كشاكش زندگي در كنارهم ، يارهم هستند . در كنار هم در شادي ها مي خندند و در سختي و رنج ها با هم به جنگ مشكلات مي روند . اشتباهات يكديگر را مي بخشند و موفقيت هاي يكديگر را جشن مي گيرند ، براستي زن و شوهرهايي كه به جاي در كنار هم بودن ، مقابل يكديگر مي ايستند و زندگي مي كنند ، نه زندگي ، كه نبردي سخت مي كنند .
7- به ياد بسپاريد كه گفتن كلمات محبت آميز، ذكر محسنات يكديگر و يادآوري اينكه همسرتان را دوست مي داريد و به وجودش در كنارتان افتخار مي كنيد ، كلمات يا جملات مختص دوران آشنايي و اوايل ازدواج نيستند . انسانها نياز به شنيدن مهر يكديگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان مي گذرد را صادقانه به زبان آوريد كه خود يكي از عوامل مهم در بقاي زندگي زناشويي است.
8- بد نيست اگر بدانيم استفاده از تجربيات و نظريات ديگران مترادف با دخالت آنها در زندگي زناشويي ما نيست ؛ چه بهتر اگر تجربيات گذشتگانمان را سرمشق كنيم و خود كاشف شادي هاي ديگر باشيم .
9- اگر در برخي مسائل با يكديگر اختلاف نظر داريد هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نكنيد . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصري واحد و جدايي ناپذيرند كه حرفشان و قولشان يكي است.
10- دوستي سرلوحه بهترين نوع رابطه هاست كه نه در شناسنامه و نه در هيچ جاي ديگر ثبت نمي شود ، اما عميق و بي پيرايه است . بهترين والدين همانهايي هستند كه با فرزندانشان دوست و رفيق اند . بهترين زوجها نيز آناني هستند كه قبل از اين كه به يادشان بيايد كه زن و شوهر يكديگرند ، بدانند كه دوست هم هستند . رابطه صميمانه و خالصانه توأم با درك و حفظ احترام همديگر ، شايد يكي ديگر از عوامل مهم تضمين كننده بقاي يك زندگي است .
1 - براي زندگي خود قوانيني در نظر بگيريد و سعي كنيد از آنها سرپيچي نكنيد. اين قوانين را پس از مشورت با متخصصان و افرادي كه تجربه يك زندگي موفق را داشته اند، تدوين كنيد.
2 - از «خود»، «افرادي كه در زندگي شما نقش دارند» و «محيط اطرافتان» شناخت كافي به دست آوريد.
3 - به اين نكته واقف باشيد كه شما سهم عمده اي در ساختن زندگي خود داريد. در بيشتر مواقع اين شما هستيد كه مي توانيد از زندگي لذت ببريد يا آن را به كام خود تلخ كنيد.
| براي زندگي خود قوانيني در نظر بگيريد و سعي كنيد از آنها سرپيچي نكنيد. |
4 - بيشتر چيزهايي كه در زندگي شما وجود دارد و برايتان لذت بخش نيستند، مي توانند به دست خود شما از بين بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضي نيستيد فقط نياز به تلاش و پشتكار داريد تا با شايسته كردن خود شغل بهتري به دست آوريد و يا اگر از چاقي خود رنج مي بريد، كافي است كمي همت كنيد.
5 - در زندگي نقش يك قرباني را بازي نكنيد يا سعي نكنيد با يادآوري تجربه هاي تلخ گذشته براي خود بهانه بسازيد. اين كار فقط تضمين مي كند كه يأس، عدم پيشرفت و عدم موفقيت در انتظار شما است.
6 - ديگران را مقصر عدم موفقيت خود قلمداد نكنيد. زندگي مال شما است، پس خودتان هستيد كه دوباره و دوباره مي توانيد آن را بسازيد.
7 - هر فكري مي كنيد و هر تصميمي مي گيريد، پيامدهايي را برايتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنيد، نتيجه مثبت مي گيريد و اگر به دنبال افكار منفي باشيد، نتيجه تان هم منفي خواهد شد.
8 - علت بروز وقايع ناخوشايند در زندگي را پيدا كنيد يا سري به تجربه هاي پيشين خود بيندازيد تا ببينيد عيب كار از كجا بوده است.
9 - هيچگاه از تغيير نترسيد. گاهي اوقات تغييرات نقش مهمي در زندگي تان خواهند داشت و علي رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.
10 - واقع نگر باشيد. خود، زندگي و دنياي اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسيد، نه آن گونه كه خودتان مي خواهيد.
11 - با خودتان صادق باشيد و اگر مي دانيد كاري باعث موفقيتتان نمي شود آن را از زندگي خود خارج كنيد و به جاي بهانه آوردن از همين حالا دست به كار شويد.
12 - درست و با دقت تصميم گيري كنيد.
13 - به خاطر داشته باشيد عملكردهاي شماست كه داستان زندگي تان را مي نويسد.
14 - فكرها، آرزوها، هدف ها و تصميمات خود را به عملكردهاي معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنيد.
15 - خودتان را براساس نتايجي كه مي گيريد ارزيابي كنيد، نه فقط براساس حرف ها.
16 - درد خود را بشناسيد تا هرچه سريع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنيد. به اين نكته واقف باشيد كه همين درد مي تواند انگيزه اي براي بروز يك تغيير در زندگي شما باشد.
| هيچگاه از ياد خدا غافل نشويد و در لحظه لحظه زندگي به او توكل كنيد.[ و من يتوکل علي الله فهو حسبه(طلاق-3) ] |
17- گاهي ريسك كردن در زندگي باعث موفقيت مي شود. اگر خردمندانه و با درايت ريسك كنيد، پيروزي از آن شما است. اگرچه ريسك كردن در ابتداي امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشيد كه براي اين كار ممكن است مجبور باشيد خيلي از چيزهاي آشنا و عادت ها و راحتي هاي خود را كنار بگذاريد.
18 - فيلترهايي كه جلوي چشم شما را گرفته اند تا دنيا را زيبا نبينيد، دور بيندازيد.
19 - شما دنيا را آن گونه كه مي بينيد؛ مي شناسيد و تجربه مي كنيد. اين شما هستيد كه مي توانيد انتخاب كنيد كه چگونه به دنيا بنگريد و آن را تجربه كنيد. اين قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگي همراه شماست.
20- عواملي را كه بر نگاه شما به دنيا اثر مي گذارند بشناسيد و در صورت منفي بودن، آنها را تغيير دهيد و مثبت كنيد. اگر از دريچه تجربيات تلخ گذشته به دنيا نگاه مي كنيد، بدانيد كه داريد حال و آينده خود را بر اساس همان تجربيات مي سازيد.
21- شما مدير زندگي خود هستيد. آن را براساس بهترين استانداردهاي مديريت هدايت كنيد تا نتيجه خوبي بگيريد. موفقيت را سرلوحه تدوين برنامه هاي مديريتي خود قرار دهيد.
22 - اگر از خود توقع زيادي نداشته باشيد، سال ها در همان پله اي كه هستيد درجا مي زنيد. پس به اهداف بلند فكر كنيد. اما به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه هرگز از مرز واقع نگري خارج نشويد.
23- ما خودمان هستيم كه به اطرافيانمان ياد مي دهيم چه رفتاري با ما داشته باشند. رفتارهاي محترمانه يا بي ادبانه از سوي اطرافيان، همه بازتاب شخصيتي است كه ما از خودمان براي آنها ترسيم كرده ايم.
24- محدوديت ها و قوانيني را كه افراد حين برخورد با شما ملزم به رعايت آن هستند به آنها ياد دهيد. البته اين به معناي آن نيست كه مستقيم حرف هايتان را بيان كنيد، بلكه مي توانيد با رعايت نكاتي ظريف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئوليتشان در قبال شما آگاه نماييد. براي خود احترام بسياري قائل شويد تا ديگران نيز از شما تبعيت كنند. كسي كه به خود ارزش نمي دهد نبايد توقع رفتار ارزشمندي از جانب ديگران داشته باشد.
25- برخي اوقات لازم است كه به ديگران گوشزد كنيد رفتار شايسته اي نداشته اند. اين كار راهي مناسب براي پيشگيري از تكرار دوباره چنين امري در آينده است.
26- براي «بخشش» ارزش بسياري قائل شويد. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتي است كه در انتقام نيست. به اين فكر كنيد كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بي جهت آزرده كرده ايد و افكاري را كه به سلامت روحتان آسيب مي رساند در خود پرورانده ايد. مهم نيست آن فرد چه فكري در مورد شما مي كند، شما بخشش را صرفاً براي آرامش و سلامت خودتان انجام دهيد.
27- قدرت كنترل عصبانيت خود را داشته باشيد. راه هايي به كار بريد تا در صورت بروز عصبانيت رفتار ناشايسته اي از خود بروز ندهيد.
28- به خاطر بسپاريد كه نفرت، حسادت و خشم؛ مخرب وجود آدمي هستند و روح و قلب فردي را كه آنها را در وجودش نگهداري مي كند ذره ذره نابود مي كنند. احساسات زشت، چهره زشتي به شما مي بخشند. اين احساسات نه تنها بر روح شما اثر مي گذارند، بلكه عواقبي همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتي سكته قلبي را نيز به شما تقديم مي كنند.
29- در زندگي به آن چيزي مي رسيد كه هميشه به آن فكر مي كنيد. و آن چيزي را به دست مي آوريد كه همواره طلب كرده ايد.
30- مهمترين نكته اين كه: هيچگاه از ياد خدا غافل نشويد و در لحظه لحظه زندگي به او توكل كنيد.
روزنامه هموطن سلام

بسياري از جوان ها رسيدن به سن خاص و يا دارا بودن شرايط متعارف مادي را ، براي ازدواج كافي مي دانند ، در حالي كه در كنار رشد جسمي ، رسيدن به رشد اجتماعي ، اخلاقي و عاطفي از شروط لازم براي ازدواج است كه به آن اشاره مي كنيم :
1) رشد اجتماعي
رشد اجتماعي ، سازگاري خوب اجتماعي با همه ي آدم ها و از جمله با همسري است كه قرار است عمري با او زندگي كنيم . افرادي كه در زندگي مشتركشان رعايت حقوق همسر را مي كنند، احترام مي گذارند و حق تصميم گيري براي همسر قائل مي شوند از رشد اجتماعي برخوردارند. يكي ديگر از مشخصه هاي رشد اجتماعي ، داشتن استقلال فكري است . افراد مستقل توانايي ها و محدوديت هايشان را به خوبي مي شناسند و اين شناخت به تصميم گيري صحيح كمك مي كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب مي انديشند و ارزيابي مي كنند و پيامدها و نتايج كارهاي خود را بر عهده مي گيرند. در بسياري از ازدواج ها عدم استقلال يكي از زوجين باعث بروز اختلافات بسياري مي شود. افرادي كه استقلال ندارند ، وابسته اند و توجهشان بيشتر معطوف به ديگران است تا خودشان ، اهل فكر كردن و انديشيدن نيستند وچون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسي هستند تا به جاي آنها تصميم بگيرد و مسئوليت را از گردن آنها سلب كند . گاهي حتي براي امور ساده اي مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل مي شوند. افرادي كه روحيه استقلال طلبانه ندارند زندگي مشترك ناموفقي خواهند داشت.
استقلال فكري از دو راه به دست مي آيد : يكي از طريق مطالعه ( درسي ، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگي رفتارهاي اجتماعي و ديگري از طريق تجربه ؛ به اين معنا كه تجربه اي كه از كارهاي گذشته داريم درمورد كارهاي آتي در نظر بگيريم . در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه مستقل بودن به معناي مشورت نكردن نيست ، استقلال فكري وقتي تحقق پيدا مي كند كه هدفي را كه شخص دنبال مي كند تنها به واسطه صحبت ديگران زير پا نگذارد بلكه براي رسيدن به آن اهداف از مشورت كردن با ديگران استفاده كند.
يكي ديگر از فاكتورهاي رشد اجتماعي اعتماد به نفس است . يعني باور داشتن توانايي ها و شناخت محدوديت ها واين كه فرد بداند مي تواند از عهده ي مسئوليت هاي خود برآيد. مي توان اعتماد به نفس را نوعي واقع بيني نيز دانست؛ زيرا افرادي كه داراي اعتماد به نفس هستند . تصوير درستي ازخود دارند و افرادي كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند . كاري را شروع كرد ه ولي به آخر نمي رسانند و بيشتر منفي بافند . " من نمي توانم " " غير ممكن است" " نمي توانم تصميم بگيرم " جملاتي هستند كه اين افراد زياد به كار مي برند و تحت تأثير ديگران قرار گرفته تصميم گيري شان سست مي شود. نقطه مقابل اين افراد ، افراد مغرورند كه توانايي هاي خود را بيش از اندازه مي پندارند و در ارزيابي خود دچار اشتباهند . براي تقويت اعتماد به نفس بايد شناخت واقع بينانه اي از توانايي ها و نقاط مثبت خود داشته باشيم و آنها را تقويت كنيم. به كار بردن عبارات مثبت نيز در تقويت اعتماد به نفس نقش مؤثري دارد. بايد هدف هايي را كه انتخاب مي كنيم در حد توانايي هايمان باشد تا هر بار كه كاري را با موفقيت به اتمام مي رسانيم يك لايه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.
2) رشد اخلاقي
رشد اخلاقي يعني كنترل داشتن روي رفتار، عادات و خلق و خوي خود ؛ به طوري كه هم حقوق خود وهم رفاه و حقوق ديگران رعايت شود. كسي كه رشد اخلاقي دارد خصوصيات زير را داراست : هميشه پيامدهاي اجتماعي و رفتار و اخلاقش را در نظر مي گيرد ، حتي در حين عصبانيت آنقدر كنترل دارد كه حرفي نزند تا بعد احساس گناه كند و يا باعث قطع روابط شود و به طور كلي پيامد بدي داشته باشد. يكي از فوائد داشتن رشد اخلاقي اين است كه انسان احساس آرامش مي كند چرا كه وقتي كسي كنترل رفتار و گفتارش را داشته باشد بيشتر از همه خودش احساس آرامش مي كند. رشد اخلاقي باعث نزديكي دلهاست و در يك تعريف جامع مي توان گفت كه: واقعيت آن چيزي است كه هست و اخلاق آن چيزي است كه بايد باشد.

3) رشد عاطفي
رشد عاطفي به معناي داشتن كنترل روي عواطف مثبت و منفي است. يكي از نشانه هاي رشد عاطفي داشتن اعتدال است؛ همانطور كه پرخاشگري محض غلط است ، مطيع بودن محض نيزغلط مي باشد. مطلب ديگري كه در رشد عاطفي هر فرد بايد مورد توجه قرار بگيرد حس وظيفه شناسي است . به شخصي وظيفه شناس گفته مي شود كه وظايف نقشي را كه ايفا مي كند به خوبي بشناسد و انجام دهد. به طور كلي وظيفه شناسي در نقشها بيان مي شود؛ افراد وظيفه شناس احساس مطبوعي از زندگي دارند و از آن راضي هستند . افرادي كه از رشد عاطفي برخوردارند در زندگي احساس آرامش مي كنند و به ديگران هم آرامش مي دهند. ذكر يك نكته در اينجا ضروري به نظر مي رسد و آن نقشي است كه والدين در تربيت فرزندان خود دارند، چرا كه دختر يا پسر بايد از جنسيت خويش راضي ، باشد در غير اين صورت رشد عاطفي با اختلال روبرو مي شود. والدين بايد بدانند كه دختر و پسر فرقي ندارند . تفاوت در نقشي است كه آنها در آينده ايفا مي كنند . بايد آنها را با صداقت ، قاطع و دلسوز و مهربان تربيت كرد.
تا اينجا به ذكر مسائلي پرداختيم كه قبل از ازدواج بايد مورد توجه قرار بگيرد اما بسياري ازنكات هست كه بعد از ازدواج بايد مد نظر داشت وبراي رسيدن به حد مطلوب آن تلاش كرد.
قطعاً از هر دختر يا پسر جواني كه سؤال شود معيار خوشبختي بعد از ازدواج را چه مي داند ؛ يكي از معيارهايش را به داشتن تفاهم اختصاص مي دهد. بسياري تفاهم را شبيه هم بودن و اختلاف نظر نداشتن مي پندارند در حالي كه زن و شوهر بايد مكمل هم باشند نه اين كه مثل هم شوند. براي دستيابي به تفاهم بايد بتوانيم شرايط يكديگر را درك كنيم و خود را درجاي ديگري ببينيم وهم احساس شويم. چيزي كه هر زوج جواني بايد بداند اين است كه هيچ رفتاري به خودي خود ، سر نمي زند . زن ومرد بايد بتوانند از دريچه چشم هم به مسائل بنگرند نه اين كه مقابل هم قرار بگيرند.
يكي ديگر از راه هاي رسيدن به تفاهم، داشتن صبر و شكيبايي و گذشت است . اما گذشت و شكيبايي بايد دوطرفه باشد . گذشت يك طرفه باعث بدتر شدن و تقويت رفتار نامطلوب طرف مقابل مي شود . گذشت منطقي و آگاهانه گذشتي است كه طرف مقابل از آن اطلاع پيدا كند و خود نيز پشيمان و متنبه (تنيبه ، آگاه ) شود و در نتيجه ، تغيير رفتار ايجاد شود . در غير اين صورت گذشت يك طرفه امري بيهوده است. براي ايجاد تفاهم نبايد به منزلت و ارزش انساني خود ضربه زد.
هنر گوش دادن
عامل ديگري كه درزندگي زناشويي بسيار حائز اهميت است ولي كمتر به آن پرداخته مي شود؛ هنرگوش دادن و چگونگي سخن گفتن است.
دقت و توجه به صحبت ديگران و مفاهيم آن ، به موقع صحبت كردن و سخن مفيد و نه بيهوده گفتن يكي از عواملي است كه به درك متقابل زوجين كمك بسزايي مي كند. بايد به صحبت هاي طرف مقابل به خوبي گوش داد . به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نيز زمان مخصوصي دارد . اين امر باعث مي شود كه بحث به مشاجره كشيده نشود . مطلب ديگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهي نحوه و چگونگي سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتي "چه گفتن" است.
صداقت
در انتهاي اين مبحث به " صداقت " در زندگي زناشويي مي پردازيم . بسياري از مردم با نظر يكي از بزرگان موافقند كه گفته است " ترجيج مي دهم از شنيدن حقيقت غمگين شوم تا از شنيدن دروغ خوشحال گردم" . چرا كه عدم صداقت باعث مي شود تمامي صحبت هاي شخص زير سؤال رود و در تمام آنها شك و ترديد به وجود آيد . هيچ چيز به اندازه عدم صداقت باعث بي اعتمادي در زوجين نمي شود در عين حال سبب كينه نيز مي شود و فضاي مسمومي را ايجاد مي كند.
دوستي مي گفت: يک روز در کتاب فروشي براي عده اي صحبت مي کردم، يکي از آنها از من سؤال جالبي کرد. پرسيد: " يک فرد معمولي را در دو يا سه کلمه چطور تشريح مي کنيد؟" کمي فکر کردم و گفتم : " راحت آشفته مي شود." يک دفعه همه خنديدند، چون حقيقت اين عبارت کوتاه را درک کردند. بله، اکثر ما با هر موردي آشفته مي شويم.
آشفته نشدن نتايج شگفت انگيزي دارد :
استرس شما را کاهش مي دهد.
بيشتر پذيراي مردم و حوادث زندگي خود خواهيد شد. شادتر خواهيد بود.
شما و ديگران متقابلاً براي يکديگر جالب توجه مي شويد.
الگوي خانواده و دوستان خود خواهيد شد.
واکنش هاي شما کاهش مي يابد.
زندگي را موضوع ثقيلي ندانسته و آنر ا ماجرايي در حال گذر مي يابيد.
خستگي و بي حوصلگي در شما کاهش مي يابد.
زندگي عادي خود را به تجربه اي استثنايي تبديل مي کنيد.
حقيقت موضوع اين است که آشفتگي و شادماني در يک ظرف نمي گنجد. در واقع فرد آشفته در کيفيت زندگي خود دچار سردرگمي عظيمي مي شود و" از کاهي، کوه مي سازد" و در نتيجه رابطه او با اطرافيان تضعيف مي شود.
براي آنکه خود را از اين حالت آزاد سازيد بايد آنرا در اولويت قرار دهيد. عکس العمل هاي خود را نسبت به افراد و اتفاقات زندگي بازبيني کنيد و توجه داشته باشيد که تا چه حد بي تأمل و سريع عکس العمل نشان مي دهيد. سپس با خود عهد کنيد که از مسائل کوچک بسادگي آشفته نشويد.
در طي روز آيا مي توانيد خود را حين عصبانيت و ناراحتي غافلگير کنيد(فرض کنيد مشغول يک بازي هستيد). وقتي خود را در اين حالت غافلگير کرديد به خود بگوييد" دوباره از اول شروع مي کنم. آسان بگير". بياد داشته باشيد که بيشتر عکس العمل ها - بخصوص عکس العمل هاي افراطي- ناخودآگاه هستند، يعني گاهي متوجه عصبانيت خود نمي شويد. با بذل توجهي آگاهانه به اين طرز تفکر و عکس العمل ها، در واقع آنها را ظاهر کرده و تغيير مي دهيد. بيشتر واکنش هاي ما نسبت به اتفاقات زندگي به عادات و رفتارهاي اکتسابي ما بستگي دارد. اگر تمرين کنيم که خشک و عصباني باشيم، همان گونه مي شويم. البته برعکس آن هم صادق است. قدري فروتني و تواضع همراه با توانايي غافلگير کردن خود در چنين موقعيتي و اگر واقعاً قصد تغيير کردن داريد، حتماً مي توانيد به آن برسيد. تعدادي از مردم( از جمله خودم) هستند که قبلاً حساس بوده و به سادگي آشفته مي شدند ولي حالا آرام تر و بسيار کارآمدتر شده اند. اين روش را حتماً امتحان کنيد .
هر چه عکس العمل ها و اضطراب هاي شما کاهش يابد، شادي شما افزايش خواهيد يافت و اين حالت را به مسخره خواهيد گرفت. و دست آخر افراد مهم زندگي شما متوجه تغيير مثبت شما شده و براي آن ارزش قائل خواهند شد.
منبع : از کاه کوه نسازيد - ترجمه : سهيلا موسوي رضوي
( این داستان واقعی است )
در یک بعد از ظهر آفتابی در یک پیکنیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد. وی بلافاصله از زمین برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط کمی شوک زده به نظر میرسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا رفته است.
اینگرید در اثر ضربهای که در پیکنیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان فردی وجود داشت که میتوانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالا اینگرید الان زنده بود. پس لطفا چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه کنید:
روش تشخیص ضربه مغزی:
پزشکان معتقدند اگر فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها میتوانند عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول میکشد تا عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانهای نشوند. به همین منظور پزشکان توصیه میکنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:
1. از مصدوم بخواهید که لبخند بزند.
2. از وی بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.
3. از مصدوم بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز هوا آفتابی است.)
اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان برسانید. بعد از اینکه تشخیص داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش میتوانند به ضعف عضلات صورت، مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند.
لطفا این مطلب را برای تمام دوستان و اطرافیان خود بفرستید. شاید با این کار بتوانید از مرگ یکی از دوستان یا اطرافیان خود جلوگیری کرده و زندگی وی را نجات دهید.
منبع :http://alireza.nasseh.ir/zarbe%20ie%20maghzi.htm
. ستایش پروردگار
ستایش می کنم خداوند را ، برای تکمیل نعمت های او و تسلیم بودن در برابر بزرگی او ، و ایمن ماندن از نافرمانی او . و در رفع نیاز ها از او یاری می طلبم ؛ زیرا آن کس را که خدا هدایت کند ، هرگز گمراه نگردد ، و آن را که خدا دشمن دارد ، هرگز نجات نیابد و هر آن کس را خداوند بی نیاز گرداند ، نیازمند نخواهد شد .
پس ستایش خداوند ، گران سنگ ترین چیز است ، و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد ، و گواهی می دهم که جز خدای یکتای بی شریک ، معبودی نیست ، شهادتی که اخلاص آن آزموده و پاکی و خلوص آن را باور داریم و تا زنده ایم بر این باور استواریم ، و آن را برای صحنه های هولناک روز قیامت ذخیره می کنیم ، زیرا شهادت به یگانگی خدا ، نشانه استواری ایمان ، باز کننده درهای احسان ، مایه خضنودی خدای رحمان ، و دور کننده شیطان است .
2 . ویژگی های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده خدا و فرستاده اوست . خداوند او را با دینی آشکار ، و نشانه ای پایدار و قرآنی نوشته شده و استوار و نوری درخشان و چراغی تابان و فرمانی آشکار کننده فرستاد تا شک و تردیدها را نابود سازد و با دلایل روشن استدلال کند ، با آیات الهی مردم را پرهیز دهد ، و از کیفرهای الهی بترساند .
3 . شناخت عصر جاهلیت
خدا پیامبر اسلام را زمانی فرستاد که مردم در فتنه ها گرفتار شده ، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود . در اصول دین اختلاف داشته ، و امور مردم پراکنده بود ؛ راه رهایی دشوار و پناه گاهی وجود نداشت ؛ چراغ هدایت بی نور ، و کور دلی همگان را فراگرفته بود .
خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید ؛ ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انکار شده ، راههای آن ویران و جاده های آن کهنه و فراموش گردیده بود . مردم جاهلی شیطان را اطاعت می کردند و به راههای او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند .
با دست مردم جاهلیت ، نشانه های شیطان ، آشکار و پرچم او برافراشته گردید . فتنه ها ، مردم را لگد مال کرده و با سُم های محکم خود ، نابودشان کرده و پا برجا ایستاده بود . اما مردم حیران و سرگردان ، بی خبر و فریب خورده ، در کنار بهترین خانه ( کعبه ) و بدترین همسایگان ( بت پرستان ) زندگی می کردند . خواب آن ها بیداری ، و سُرمه چشم آن ها اشک بود ؛ در سرزمینی که دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود .
4 . ویژگی های اهل بیت علیهم السلام
عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جایگاه اسرار خداوندی و پناه گاه فرمان الهی و مخزن علم خدا و مرجع احکام اسلامی ، و نگهبان کتاب های آسمانی و کوههای همیشه استوار دین خدایند . خدا به وسیله اهل بیت علیهم السلام پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت .
5 . سیمای فاسدان
برابر فاسدانی که تخم گناه افشاندند ، و با آب غرور و فریب آبیاری کردند ، و محصول آن را که جز عذاب و بدبختی نبود ، برداشتند ! .
6 . جایگاه آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم
کسی را با خاندان رسالت نمی شود مقایسه کرد و آنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود . عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اساس دین ، و ستون های استوار یقین می باشند . شتاب کننده ، باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد ؛ زیرا ویژگی های حق ولایت به آن ها اختصاص دارد و وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت ، به آن ها تعلق دارد .
هم اکنون ( که خلافت را به من سپردید ) حق به اهل آن بازگشت ، و دوباره به جایگاهی که از آن دور مانده بود ، بازگردانده شد .
ترجمه استاد محمد دشتی رحمة الله علیه
تن عربی
من خطبة له علیه السلام بعد انصرافه من صفين و فيها حال الناس قبل البعثة و صفة آل النبي ثم صفة قوم آخرين
1 . فلسفة الحمد
أَحْمَدُهُ اِسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اِسْتِسْلاَماً لِعِزَّتِهِ وَ اِسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِيَتِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ فَاقَةً إِلَى كِفَايَتِهِ إِنَّهُ لاَ يَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لاَ يَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لاَ يَفْتَقِرُ مَنْ كَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً مُمْتَحَناً إِخْلاَصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّكُ بِهَا أَبَداً مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِيلِ مَا يَلْقَانَا فَإِنَّهَا عَزِيمَةُ اَلْإِيمَانِ وَ فَاتِحَةُ اَلْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاةُ اَلرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ اَلشَّيْطَانِ
2 . خصائص رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ اَلْمَشْهُورِ وَ اَلْعَلَمِ اَلْمَأْثُورِ وَ اَلْكِتَابِ اَلْمَسْطُورِ وَ اَلنُّورِ اَلسَّاطِعِ وَ اَلضِّيَاءِ اَللاَّمِعِ وَ اَلْأَمْرِ اَلصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ اِحْتِجَاجاً بِالْبَيِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآيَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلاَتِ
3 . وصف الجاهلیة
وَ اَلنَّاسُ فِي فِتَنٍ اِنْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ اَلدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي اَلْيَقِينِ وَ اِخْتَلَفَ اَلنَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ اَلْأَمْرُ وَ ضَاقَ اَلْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ اَلْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ اَلْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ اَلرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ اَلشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ اَلْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا اَلشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلاَمُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلاَفِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ و منها يعني آل النبي عليه الصلاة و السلام
4 . فضائل عترة النبی صلی الله علیه و آله و سلم
هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ اِنْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ اِرْتِعَادَ فَرَائِصِهِ وَ مِنْهَا يَعْنِي قَوْماً آخَرِينَ
5 . اعمال المنحرفین
زَرَعُوا اَلْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ اَلْغُرُورَ وَ حَصَدُوا اَلثُّبُورَ
6 . منزلة آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم
لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سلَّم مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لاَ يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ اَلدِّينِ وَ عِمَادُ اَلْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِيءُ اَلْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ اَلتَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ اَلْوِلاَيَةِ وَ فِيهِمُ اَلْوَصِيَّةُ وَ اَلْوِرَاثَةُ اَلْآنَ إِذْ رَجَعَ اَلْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ
. عجز انسان از شناخت ذات خدا
سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند و حساب گران از شمارش نعمت های او ناتوان و تلاش گران از ادای حق او درمانده اند . خدایی که افکار ژرف اندیش ، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید .
پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد . مخلوقات را با قدرت خود آفرید ، و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد .
2 . دین و شناخت خدا
سرآغاز دین ، خداشناسی است ؛ و کمال شناخت خدا ، باور داشتن او ، و کمال باور داشتن خدا ، شهادت به یگانگی اوست ؛ و کمال توحید « شهادت بر یگانگی خدا » اخلاص ؛ و کمال اخلاص ، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است ؛ زیرا هر صفتی نشان می دهد که غیر از موصوف ، و هر موصوفی گواهی می دهد که غیر از صفت است ؛ پس کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند او را به چیزی نزدیک کرده ، و با نزدیک کردن خدا به چیزی ، دو خدا مطرح شده ؛ و با طرح شدن دو خدا ، اجزایی برای او تصور نموده ؛ و با تصور اجزا برای خدا ، او را نشناخته است .
و کسی که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند و هر کس به سوی خدا اشاره کند ، او را محدود کرده ، به شمارش آوَرَد . و آن کس که بگوید « خدا در چیست ؟ » او را در چیز دیگری پنداشته است ، و کسی که بپرسد « خدا بر روی چه چیزی قرار دارد ؟ » به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته است ، در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است .
با همه چیز است ، نه این که همنشین آنان باشد ؛ و با همه چیز فرق دارد نه این که از آنان جدا و بیگانه باشد . انجام دهنده همه کارهاست ، بدون حرکت و ابزار و وسیله ، بیناست حتی در آن هنگام که پدیده ای وجود نداشت ، یگانه و تنهاست ، زیرا کسی نبوده تا با او انس گیرد و یا از فقدانش وحشت کند .
3 . راههای خداشناسی
اول - آفرینش
خلقت را آغاز کرد و موجودات را بیافرید ، بدون نیاز به فکر و اندیشه ای ، یا استفاده از تجربه ای ، بی آن که حرکتی ایجاد کند و یا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد . برای پدید آمدن موجودات ، وقت مناسبی قرار داد ، و موجودات گوناگون را هماهنگ کرد ، و در هر کدام ، غریزه خاص خودش را قرار داد و غرایز را همراه آنان گردانید . خدا پیش از آن که موجودات را بیافریند ، از تمام جزییات و جوانب آن ها آگاهی داشت و حدود و پایان آن ها را می دانست و از اسرار درون و بیرون پدیده ها آشنا بود .
سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت و اطراف آن را باز کرد و هوای به آسمان و زمین راه یافته را آفرید ، و در آن آبی روان ساخت ، آبی که امواج متلاطم آن شکننده بود ، که یکی بر دیگری می نشست ، آب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و به نگهداری آب مسلط ساخت و حد و مرز آن را به خوبی تعیین فرمود . فضا در زیر تند باد و آب بر بالای آن در حرکت بود . سپس خدای سبحان طوفانی برانگیخت که آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پی در پی در هم کوبید .
طوفان به شدت وزید و از نقطه ای دور دوباره آغاز شد . سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کند و بر هم کوبد و با همان شدت که در فضا وزیدن داشت ، بر امواج آب ها حمله ور گردد از اول آن برمی داشت و به آخرش می ریخت ، و آب های ساکن را به امواج سرکش برگرداند . تا آن جا که آب ها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند . امواج تند کف های برآمده از آب ها را در هوای باز و فضای گسترده بالا برد ، که ار آن هفت آسمان را پدید آورد .
آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد ، بی آن که نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که ان ها را استوار کند . آن گاه فضای آسمان پایین را به وسیله نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و در آن چراغی روشنایی بخش ( خورشید ) ، و ماهی درخشان ، به حرکت درآورد که همواره در مدار فلکی گردنده و برقرار و سقفی متحرک و صفحه ای بی قرار ، به گردش خود ادامه دهند .
دوم - شگفتی خلقت فرشتگان
سپس آسمان های بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر نمود . گروهی از فرشتگان همواره در سجده اند و رکوع ندارند و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی یابد و عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد ، بدن های آنان دچار سستی نشده و آنان دچار بی خبریِ برخاسته از فراموشی نمی شوند . برخی از فرشتگان ، امینان وحی الهی و زبان گویای وحی برای پیامبران می باشند ، که پیوسته برای رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند .
جمعی از فرشتگان حافظان بندگان ، و جمع دیگر دربانان بهشت خداوندند . بعضی ار آن ها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته و گردن هایشان از آسمان فراتر ، و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته ، عرش الهی بر دوش هایشان استوار است ، برابر عرض خدا دیدگان به زیر افکنده و در زیر آن بال ها را به خود پیچیده اند .
میان این دسته از فرشتگان با آن ها که در مراتب پایین تری قرار دارند . حجاب عزت و پرده های قدرت ، فاصله انداخته است . هرگز خدا را با وهم و خیال ، در شکل و صورتی نمی پندارند و صفات پدیده ها را بر او روا نمی دارند ؛ هرگز خدا را در جایی محدود نمی سازند ، و نه با همانند آوردن ، به او اشاره می کنند .
سوم - شگفتی آفرینش آدم علیه السلام و ویژگی های انسان کامل
سپس خداوند بزرگ ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین ، از قسمت های سخت و نرم ، شور و شیرین ، گرد آورد . آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد ، و با افزودن رطوبت ، چسبناک گردید ، که از آن ، اندامی شایسته ، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید .
آن را خشکانید تا محکم شد . خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانی معین و سرانجامی مشخص ، اندام انسان ، کامل گردید . آن گاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده در آمد ، دارای نیروی اندیشه ، که وی را به تلاش اندازد و دارای افکاری که در دیگر موجودات ، تصرف نماید . به انسان اعضا و جوارحی بخشید ، که در خدمت او باشند ، و ابزاری عطا فرمود ، که آن ها را در زندگی به کار گیرد .
قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد ، و حواس چشایی ، بویایی ، و وسیله تشخیص رنگ ها ، و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد . انسان را مخلوطی از رنگ های گوناگون ، و چیزهای همانند و سازگار ، و نیروهای متضاد ، و مزاج ها گوناگون ، گرمی ، سردی ، تری ، و خشکی ، قرار داد .
سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند ، و عهدی را که پذیرفته اند وفا کنند ، این گونه که بر ادم سجده کنند ، و او را بزرگ بشمارند ، و فرمود : « بر آدم سجده کنید پس فرشتگان همه سجده کردند جز شیطان » فرور و خودبزرگ بینی او را گرفت و شقاوت و بدی بر او غلبه کرد ، و به آفرینش خود از آتش افتخار نمود ، و آفرینش انسان از خاک را پست شمرد .
خداوند برای سزاوار بودن شیطان به خشم الهی ، و برای کامل شدن آزمایش ، و تحقق وعده ها ، به او مهلت داد و فرمود : « تا روز رستاخیز مهلت داده شدی » .
چهارم - آدم علیه السلام و داستان بهشت
سپس خداوند آدم را در خانه ای مسکن داد که زندگی در آن گوارا بود . جایگاه او را امن و امان بخشید و او را از شیطان و دشمنی او ترساند . پس شیطان او را فریب داد ، بدان علت که از زندگی آدم در بهشت و همنشینی او با نیکان حسادت ورزید .
پس آدم علیه السلام یقین را به تردید ، و عزم استوار را به گفته های ناپایدار شیطان فروخت و شادی خود را به ترس تبدیل کرد ، که فریب خوردن برای او پشیمانی آورد آن گاه خدای سبحان دَرِ توبه را بر روی آدم گشود و کلمه رحمت ، بر زبان او جری ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد . آن گاه آدم را به زمین ، خانه آزمایش ها و مشکلات ، فرود آورد ، تا ازدواج کند ، و فرزندانی پدید آورد ، و خدای سبحان از فرزندان او پیامبرانی برگزید .
4 . فلسفه بعثت پیامبران ( نبوت عامه )
خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند ، آن گاه که در عصر جاهلیت ها بیشتر مردم ، پیمان خدا را نادیده انگاشته و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند ، و شیطان مردم را از معرفت خدا بازداشت و از پرستش او جدا کرد ، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود .
و هر چند گاه ، متناسب با خواسته های انسان ها ، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احکام الهی ، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشکار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی کنند ؛ مانند : سقف بلند پایه آسمان ها بر فراز انسان ها ، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آن ها ، و وسایل و عوامل حیات و زندگی ، و راههای مرگ و مردن ، و مشکلات و رنج های پیر کننده ، و حوادث پی در پی ، که همواره بر سر راه آدمیان است .
خداوند هرگز انسان ها را بدون پیامبر ، یا کتابی آسمانی ، یا برهانی قاطع ، یا راهی استوار ، رها نساخته است . پیامبرانی که با اندک بودن یاران ، و فراوانی انکار کنندگان ، هرگز در انجام وظیفه خود کوتاهی نکردند . بعضی از پیامبران ، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرفی کردند . بدین گونه ، قرن ها پدید آمد ، و روزگاران سپری شد ؛ پدران رفتند و فرزندان جای آن ها را گرفتند .
5 . فلسفه بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم
تا این که خدای سبحان ، برای وفای به وعده خود ، و کامل گردانیدن دوران نبوت ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث کرد ؛ پیامبری که از همه پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود ، نشانه های او شهرت داشت ؛ و تولدش بر همه مبارک بود .
در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده ، خواسته های گوناگون ، و روش های متفاوت بودند ؛ عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه کرده و گروهی نام های ارزشمند خدا را انکار و به بت ها نسبت می دادند ، و برخی به غیر خدا اشاره می کردند .
پس خدای سبحان ، مردم را به وسسیله محمد صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات داد و هدایت کرد ، و از جهالت رهایی بخشید . سپس دیدار خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید ، و آن چه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با کوچ دادن از دنیا گرامی داشت ، و از گرفتاری ها و مشکلات رهایی بخشید و کریمانه قبض روح کرد .
6 . ضرورت امامت پس از پیامبران الهی
رسول گرامی اسلام ، در میان شما مردم جانشینانی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند ؛ زیرا آن ها هرگز انسان ها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفی راهی روشن و نشانه های استوار ، از میان مردم نرفتند .
7 . ویژگی های قرآن و احکام اسلام
کتاب پروردگار میان شماست ، که بیان کننده حلال و حرام ، واجب و مستحب ، ناسخ و منسوخ ، مباح و ممنوع ، خاص و عام ، پندها و مثل ها ، مطلق و مقید ، محکم و متشابه می باشد .
عبارات مجمل خود را تفسیر ، و نکات پسچیده خود را روشن می کند ، از واجباتی که پیمان شناسایی آن را گرفت و مستحباتی که آگاهی از آن ها لازم نیست .
قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده ، و بعضی از آن ، در سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم واجب شده که در کتاب خدا ترک آن مجاز بوده است ؛ بعضی از واجبات ، وقت محدودی داشته که در آینده از بین رفته است . محرمات الهی ، از هم جدا می باشند : برخی از آن ها ، گناهان بزرگ است که وعده آتش دارد و بعضی کوچک که وعده بخشش داده است ، و برخی از اعمال که اندکش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند .
8 . فلسفه و ره آورد حج
خدا حج خانه محترم خود را بر شما واجب کرد ، همان خانه ای که آن را قبله گاه انسان قرار داده که چونان تشنگان به سوی آن روی می آورند ، و همانند کبوتران به آن پناه می برند . خدای سبحان ، کعبه را مظهر تواضع بندگان در برابر عظمت خویش و نشانه اعتراف آنان به بزرگی و قدرت خود قرار داد و در میان انسان ها ، شنوندگانی را برگزید که دعوت او را برای حج ، اجابت کنند و سخن او را تصدیق نمایند و پای بر جایگاه پیامبران الهی نهند .
همانند فرشتگانی که بر گرد عرض الهی طواف می کنند ، و سودهای فراوان در این عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوی وعده گاه آمرزش الهی بشتابند . خدای سبحان ، کعبه را برای اسلام ، نشانه گویا ، و برای پناهندگان ، خانه امن و امان قرار داد ؛ ادای حق آنرا واجب کرد و حج بیت الله را واجب شمرد و بر همه شما انسان ها مقرر داشت که به زیارت آن بروید ، و فرمود : آن کس که توان رفتن به خانه خدا را دارد ، حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند ، خداوند از همه جهانیان بی نیاز است .
ترجمه استاد محمد دشتی رحمة الله علیه
و من خطبة له علیه السلام يذكر فيها ابتداء خلق السماء و الأرض و خلق آدم و فيها ذكر الحج و تحتوي على حمد الله و خلق العالم و خلق الملائكة و اختيار الأنبياء و مبعث النبي و القرآن و الأحكام الشرعية
1 . عجز الانسان عن معرفة الله
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَ لاَ يُحْصِي نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ وَ لاَ يُؤَدِّي حَقَّهُ اَلْمُجْتَهِدُونَ اَلَّذِي لاَ يُدْرِكُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ وَ لاَ يَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفِطَنِ اَلَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ اَلْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ اَلرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ
2 . الدین و معرفة الله
أَوَّلُ اَلدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ اَلتَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ اَلتَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ اَلْإِخْلاَصُ لَهُ وَ كَمَالُ اَلْإِخْلاَصِ لَهُ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ اَلْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ اَلصِّفَةِ فَمَنْ وَصَفَ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلاَ مَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ كَائِنٌ لاَ عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَمٍ مَعَ كُلِّ شَيْءٍ لاَ بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْءٍ لاَ بِمُزَايَلَةٍ فَاعِلٌ لاَ بِمَعْنَى اَلْحَرَكَاتِ وَ اَلْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لاَ مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لاَ سَكَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لاَ يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ
3 . الطرق الی معرفة الله
الاول - خلق العالم
خلق العالم أَنْشَأَ اَلْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ اِبْتَدَأَهُ اِبْتِدَاءً بِلاَ رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لاَ تَجْرِبَةٍ اِسْتَفَادَهَا وَ لاَ حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لاَ هَمَامَةِ نَفْسٍ اِضْطَرَبَ فِيهَا أَحَالَ اَلْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا عَالِماً بِهَا قَبْلَ اِبْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ اِنْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ اَلْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ اَلْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ اَلْهَوَاءِ فَأَجْرَى فِيهَا مَاءً مُتَلاَطِماً تَيَّارُهُ مُتَرَاكِماً زَخَّارُهُ حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ اَلرِّيحِ اَلْعَاصِفَةِ وَ اَلزَّعْزَعِ اَلْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ اَلْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِيقٌ وَ اَلْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِيقٌ ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِيحاً اِعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِيقِ اَلْمَاءِ اَلزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ اَلْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ اَلسِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلاَهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لاَ دِسَارٍ يَنْظِمُهَا ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ اَلْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ اَلثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنِيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ خلق الملائكة
الثانی - عجائب خلقة الملائکة
ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَوَاتِ اَلْعُلاَ فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلاَئِكَتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لاَ يَرْكَعُونَ وَ رُكُوعٌ لاَ يَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لاَ يَتَزَايَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لاَ يَسْأَمُونَ لاَ يَغْشَاهُمْ نَوْمُ اَلْعُيُونِ وَ لاَ سَهْوُ اَلْعُقُولِ وَ لاَ فَتْرَةُ اَلْأَبْدَانِ وَ لاَ غَفْلَةُ اَلنِّسْيَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ اَلْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ وَ اَلسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ وَ مِنْهُمُ اَلثَّابِتَةُ فِي اَلْأَرَضِينَ اَلسُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ وَ اَلْمَارِقَةُ مِنَ اَلسَّمَاءِ اَلْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ وَ اَلْخَارِجَةُ مِنَ اَلْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ اَلْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ اَلْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ اَلْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ اَلْقُدْرَةِ لاَ يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ وَ لاَ يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ اَلْمَصْنُوعِينَ وَ لاَ يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ وَ لاَ يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ
الثالث - عجائب خلقة الانسان
صفة خلق آدم عليه السلام ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ يَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ يُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ اَلْأَذْوَاقِ وَ اَلْمَشَامِّ وَ اَلْأَلْوَانِ وَ اَلْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِينَةِ اَلْأَلْوَانِ اَلْمُخْتَلِفَةِ وَ اَلْأَشْبَاهِ اَلْمُؤْتَلِفَةِ وَ اَلْأَضْدَادِ اَلْمُتَعَادِيَةِ وَ اَلْأَخْلاَطِ اَلْمُتَبَايِنَةِ مِنَ اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ وَ اَلْبَلَّةِ وَ اَلْجُمُودِ وَ اِسْتَأْدَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْمَلاَئِكَةَ وَدِيعَتَهُ لَدَيْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِيَّتِهِ إِلَيْهِمْ فِي اَلْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ اَلْخُنُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ اِعْتَرَتْهُ اَلْحَمِيَّةُ وَ غَلَبَتْ عَلَيْهِ اَلشِّقْوَةُ وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ اَلنَّارِ وَ اِسْتَوْهَنَ خَلْقَ اَلصَّلْصَالِ فَأَعْطَاهُ اَللَّهُ اَلنَّظِرَةَ اِسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ وَ اِسْتِتْمَاماً لِلْبَلِيَّةِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ فَقَالَ فَإِنَّكَ مِنَ اَلْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ
الرابع - آدم و الجنة
ثُمَّ أَسْكَنَ سُبْحَانَهُ آدَمَ دَاراً أَرْغَدَ فِيهَا عَيْشَهُ وَ آمَنَ فِيهَا مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ إِبْلِيسَ وَ عَدَاوَتَهُ فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفَاسَةً عَلَيْهِ بِدَارِ اَلْمُقَامِ وَ مُرَافَقَةِ اَلْأَبْرَارِ فَبَاعَ اَلْيَقِينَ بِشَكِّهِ وَ اَلْعَزِيمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اِسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً وَ بِالاِغْتِرَارِ نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِي تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ اَلْمَرَدَّ إِلَى جَنَّتِهِ وَ أَهْبَطَهُ إِلَى دَارِ اَلْبَلِيَّةِ وَ تَنَاسُلِ اَلذُّرِّيَّةِ
4 . الغایة من ارسال الانبیاء علیهم السلام
وَ اِصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى اَلْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ اَلرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اَللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اِتَّخَذُوا اَلْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اِجْتَالَتْهُمُ اَلشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اِقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ اَلْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ اَلْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يُخْلِ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لاَزِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ رُسُلٌ لاَ تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لاَ كَثْرَةُ اَلْمُكَذِّبِينَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلَى ذَلِكَ نَسَلَتِ اَلْقُرُونُ وَ مَضَتِ اَلدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ اَلْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ اَلْأَبْنَاءُ
5 . فلسفه مبعث النبی صلی الله علیه و آله و سلم
إِلَى أَنْ بَعَثَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اَللَّهِ ص لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى اَلنَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلاَدُهُ وَ أَهْلُ اَلْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اِسْمِهِ أَوْ مُشِيرٍ إِلَى غَيْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ اَلضَّلاَلَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ اَلْجَهَالَةِ ثُمَّ اِخْتَارَ سُبْحَانَهُ لِمُحَمَّدٍ ص لِقَاءَهُ وَ رَضِيَ لَهُ مَا عِنْدَهُ وَ أَكْرَمَهُ عَنْ دَارِ اَلدُّنْيَا وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مَقَامِ اَلْبَلْوَى فَقَبَضَهُ إِلَيْهِ كَرِيماً صلی الله علیه و آله وسلم
6 . ضرورة الامامة
وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلاً بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لاَ عَلَمٍ قَائِمٍ
7 . القرآن و الأحكام الشرعية
كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ مُبَيِّناً حَلاَلَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ وَ مُرْسَلَهُ وَ مَحْدُودَهُ وَ مُحْكَمَهُ وَ مُتَشَابِهَهُ مُفَسِّراً مُجْمَلَهُ وَ مُبَيِّناً غَوَامِضَهُ بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ وَ مُوَسَّعٍ عَلَى اَلْعِبَادِ فِي جَهْلِهِ وَ بَيْنَ مُثْبَتٍ فِي اَلْكِتَابِ فَرْضُهُ وَ مَعْلُومٍ فِي اَلسُّنَّةِ نَسْخُهُ وَ وَاجِبٍ فِي اَلسُّنَّةِ أَخْذُهُ وَ مُرَخَّصٍ فِي اَلْكِتَابِ تَرْكُهُ وَ بَيْنَ وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ وَ زَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ وَ مُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ مِنْ كَبِيرٍ أَوْعَدَ عَلَيْهِ نِيرَانَهُ أَوْ صَغِيرٍ أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ وَ بَيْنَ مَقْبُولٍ فِي أَدْنَاهُ مُوَسَّعٍ فِي أَقْصَاهُ
8 . فلسفة الحج
وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ اَلْحَرَامِ اَلَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ اَلْأَنْعَامِ وَ يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وُلُوهَ اَلْحَمَامِ وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ وَ اِخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَيْهِ دَعْوَتَهُ وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ وَ تَشَبَّهُوا بِمَلاَئِكَتِهِ اَلْمُطِيفِينَ بِعَرْشِهِ يُحْرِزُونَ اَلْأَرْبَاحَ فِي مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ وَ يَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلاَمِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِينَ حَرَماً فَرَضَ حَقَّهُ وَ أَوْجَبَ حَجَّهُ وَ كَتَبَ عَلَيْكُمْ وِفَادَتَهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لِلَّهِ عَلَى اَلنَّاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعالَمِين